اصحاب رس
اَصحاب رَسّ، قومی که رسول خویش را در چاه انداختند. اصحاب رس گروهی معرفی گردیدهاند که از پرستش آفریدگار راز گشوده زدند و و زنانشان به مساحقه میپرداختند. معبود پیامبری برای هدایت آنها ارسال کرد؛ اورا در چاه انداختند و به همین استدلال آفریدگار آنهارا عذاب کرد. درباره فرصت و جای معاش این تیم، و همینطور اسم رسول آن ها، اختلاف مسجد قبا مشهد وجود دارااست.
در قرآن
قرآن از اصحاب رس، در کنار اقوامی زیرا عاد، ثمود و بستگان نوح ذکر شده میباشد: كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَأَصْحَابُ الرَّسِّ وَثَمُودُ[ق–۱۲] بنابر نشانهها قرآن، اصحاب رس از پرستش پروردگار سرباز زده و به عذاب وی گرفتار شدند.[۱] بعضا کتابهای تفسیری روایت اصحاب رس را با﴿فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ فَهِيَ خَویِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَبِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَشِيدٍ ٤٥﴾ [حج:45] و بئر مُعَطَّله(چاههاى متروکه) مرتبط آدرس مسجد قبا مشهد دانستهاند.[۲]
عامل نامگذاری
رس کلمهای سامی میباشد و در گویشهای آرامی و عِبْری به معنای شکافتن و شکستن به شغل میرفته[۳] و در لهجه عربی نیز به معنای شکافتن، حفر کردن و چاه به فعالیت رفته میباشد. آورده شده خواسته از آن در اصطلاح قرآنی چاه میباشد[۴] و اصحاب رس قومی بودند که فرستاده خویش را در رزرو مسجد قبا مشهد چاه انداختند.
همینطور رس اسم دیار، کوه، نهر[۵]، طایفه و بستگان نیز نام برده میباشد.[۶]
ماجرای اصحاب رس
درباره اینکه اصحاب رس چه گروهی بودهاند، احادیث مختلفی وجود دارااست:
ماجرا اولیه
در روایتی از حضرت علی(ع)، اصحاب رس قومی معرفی گردیدهاند که بعداز سلیمان رسول میزیستهاند آنها درخت صنوبری را میپرستیدند. اورده شده این درخت را یافث بن نوح در کنار رودی به اسم روشاب نشانده بود که کسی اذن نوشیدن و به کار گیری از آن آب را نداشت. سالانه در روز ها عید آن قوم و قبیله به گرد آن درخت میآمدند و به شاخههای آن پارچههای متعدد میبستند و بعد به دعا، تضرع و قربانی کردن میپرداختند. بعد از آن شیطان میآمد و شاخههای درخت را جنبش میاعطا کرد و از انجام آنها اظهار خشنودی می کرد. اصحاب رس هم به عیش و نوش برای مثال مساحقه میپرداختند. خداوند نوه یهودا پسر یعقوب را به پیامبری این فامیل ارسال کرد تا هدایتشان نماید البته آنها به وی ایمان نیاوردند و به آزار رسانی وی دست زدند. بعداز دعای رسول، درخت کم آب شد و خاندان رس نبی را فاسق و تقصیر کار دانسته و اورا در چاه انداختند این فعالیت غضب معبود را درپی داشت، ابر و بادی ارسال کرد و زمین را برایشان زیرا حریق داغ کرد و آن ها همانند آهن شماره تلفن مسجد قبا مشهد ذوب شدند.[۷]
داستان دوم
در مجموعهای از احادیث، زیستگاه اصحاب رس، حضرموت یمن و پیامبرشان حنظلة بن صفوان نام برده که عموم آن دیار به مساحقه میپرداختند. حنظله عملکرد می کرد تا آنهارا از این سیرتکامل ایفا گشوده داراست ولی آنها به آزار رسانی وی پرداختند و اورا در چاه انداختند، معبود سیل عرم را نازل کرد.[۸] اورده شده در قبر حنظله مِسنوشتهای پیدا گردیده که بر آن از گویش حنظله مندرج که او نبی آفریدگار بوده و برای حمیر، عریب و عزیز از اهل یمن مبعوث گردیده، البته آنها اورا کشتند.[۹] در بعضا از این احادیث زنی به اسم دِلهاث دختر ابلیس، مساحقه را به زنان آن خویشاوندان یادگرفتن میداده و آنهارا به اعمال آن ترغیب مینموده است.[۱۰]
قصه سوم
بر اساس روایتی از فرستاده خداوند که محمد بن کعب بن قرظی آن را ماجرا نموده است؛ معبود برای قومی پیامبری ارسال کرد که با تکذیب آن ها روبهرو شد. آن ها رسول معبود را در چاهی انداختند و بر درِ چاه سنگ بزرگی گذاشتند. در آن دیار غلامی میزیست که با انباشته کردن هیزم تامین زندگی میکرد. وی به آن رسول ایمان آورده بود و هر روز آب و خوراکی برای رسول در چاه فرو میارسال کرد روزی پیرو تودهآوری هیزم بود، که خواب بر وی پیروز شد و به دستور پروردگار ۱۴ سال در خواب ماند زمانی که بیدار شد گمان کرد تنها ساعتی خواب بوده میباشد آنگاه طعامی را مهیا کرد و بر رمز چاه رفت البته از فرستاده خبری عدم وجود. بر پایه ی این حدیث، زمانی که وی در خواب بود آفریدگار عذابی بر قومش نازل کرده بود و آن ها از کرده خویش منصرف گردیده و رسول را آزاد کردند.[۱۱]
بعضی از مفسران اصحاب رس را اصحاب اخدود، و رس را اُخدود دانستهاند.[۱۲] اورده شده گروهی زیرا کعب الاحبار و مقاتل، رس را اسم چاهی در انطاکیه دانستهاند که اصحاب مؤمن آل یاسین، حبیب نجار و مؤمن آل یاسین را کشتند و در آن انداختند.[۱۳]
همینطور اصحاب رس، طایفهای از ثمود[۱۴] و اعراب بادیه از فامیل حضورا که پیامبرشان شعیب بن ذی مهرع بوده[۱۵] دانسته گردیدهاند. در برخی احادیث اصحاب رس، چادرنشین و دامپرور معرفی گردیده و از شعیب تحت عنوان رسول آن ها خاطر گردیدهاست.[۱۶]
اصحاب رس
اَصحاب رَسّ، قومی که رسول خویش را در چاه انداختند. اصحاب رس گروهی معرفی گردیدهاند که از پرستش آفریدگار راز گشوده زدند و و زنانشان به مساحقه میپرداختند. معبود پیامبری برای هدایت آنها ارسال کرد؛ اورا در چاه انداختند و به همین استدلال آفریدگار آنهارا عذاب کرد. درباره فرصت و جای معاش این تیم، و همینطور اسم رسول آن ها، اختلاف مسجد قبا مشهد وجود دارااست.
در قرآن
قرآن از اصحاب رس، در کنار اقوامی زیرا عاد، ثمود و بستگان نوح ذکر شده میباشد: كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَأَصْحَابُ الرَّسِّ وَثَمُودُ[ق–۱۲] بنابر نشانهها قرآن، اصحاب رس از پرستش پروردگار سرباز زده و به عذاب وی گرفتار شدند.[۱] بعضا کتابهای تفسیری روایت اصحاب رس را با﴿فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ فَهِيَ خَویِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَبِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَشِيدٍ ٤٥﴾ [حج:45] و بئر مُعَطَّله(چاههاى متروکه) مرتبط آدرس مسجد قبا مشهد دانستهاند.[۲]
عامل نامگذاری
رس کلمهای سامی میباشد و در گویشهای آرامی و عِبْری به معنای شکافتن و شکستن به شغل میرفته[۳] و در لهجه عربی نیز به معنای شکافتن، حفر کردن و چاه به فعالیت رفته میباشد. آورده شده خواسته از آن در اصطلاح قرآنی چاه میباشد[۴] و اصحاب رس قومی بودند که فرستاده خویش را در رزرو مسجد قبا مشهد چاه انداختند.
همینطور رس اسم دیار، کوه، نهر[۵]، طایفه و بستگان نیز نام برده میباشد.[۶]
ماجرای اصحاب رس
درباره اینکه اصحاب رس چه گروهی بودهاند، احادیث مختلفی وجود دارااست:
ماجرا اولیه
در روایتی از حضرت علی(ع)، اصحاب رس قومی معرفی گردیدهاند که بعداز سلیمان رسول میزیستهاند آنها درخت صنوبری را میپرستیدند. اورده شده این درخت را یافث بن نوح در کنار رودی به اسم روشاب نشانده بود که کسی اذن نوشیدن و به کار گیری از آن آب را نداشت. سالانه در روز ها عید آن قوم و قبیله به گرد آن درخت میآمدند و به شاخههای آن پارچههای متعدد میبستند و بعد به دعا، تضرع و قربانی کردن میپرداختند. بعد از آن شیطان میآمد و شاخههای درخت را جنبش میاعطا کرد و از انجام آنها اظهار خشنودی می کرد. اصحاب رس هم به عیش و نوش برای مثال مساحقه میپرداختند. خداوند نوه یهودا پسر یعقوب را به پیامبری این فامیل ارسال کرد تا هدایتشان نماید البته آنها به وی ایمان نیاوردند و به آزار رسانی وی دست زدند. بعداز دعای رسول، درخت کم آب شد و خاندان رس نبی را فاسق و تقصیر کار دانسته و اورا در چاه انداختند این فعالیت غضب معبود را درپی داشت، ابر و بادی ارسال کرد و زمین را برایشان زیرا حریق داغ کرد و آن ها همانند آهن شماره تلفن مسجد قبا مشهد ذوب شدند.[۷]
داستان دوم
در مجموعهای از احادیث، زیستگاه اصحاب رس، حضرموت یمن و پیامبرشان حنظلة بن صفوان نام برده که عموم آن دیار به مساحقه میپرداختند. حنظله عملکرد می کرد تا آنهارا از این سیرتکامل ایفا گشوده داراست ولی آنها به آزار رسانی وی پرداختند و اورا در چاه انداختند، معبود سیل عرم را نازل کرد.[۸] اورده شده در قبر حنظله مِسنوشتهای پیدا گردیده که بر آن از گویش حنظله مندرج که او نبی آفریدگار بوده و برای حمیر، عریب و عزیز از اهل یمن مبعوث گردیده، البته آنها اورا کشتند.[۹] در بعضا از این احادیث زنی به اسم دِلهاث دختر ابلیس، مساحقه را به زنان آن خویشاوندان یادگرفتن میداده و آنهارا به اعمال آن ترغیب مینموده است.[۱۰]
قصه سوم
بر اساس روایتی از فرستاده خداوند که محمد بن کعب بن قرظی آن را ماجرا نموده است؛ معبود برای قومی پیامبری ارسال کرد که با تکذیب آن ها روبهرو شد. آن ها رسول معبود را در چاهی انداختند و بر درِ چاه سنگ بزرگی گذاشتند. در آن دیار غلامی میزیست که با انباشته کردن هیزم تامین زندگی میکرد. وی به آن رسول ایمان آورده بود و هر روز آب و خوراکی برای رسول در چاه فرو میارسال کرد روزی پیرو تودهآوری هیزم بود، که خواب بر وی پیروز شد و به دستور پروردگار ۱۴ سال در خواب ماند زمانی که بیدار شد گمان کرد تنها ساعتی خواب بوده میباشد آنگاه طعامی را مهیا کرد و بر رمز چاه رفت البته از فرستاده خبری عدم وجود. بر پایه ی این حدیث، زمانی که وی در خواب بود آفریدگار عذابی بر قومش نازل کرده بود و آن ها از کرده خویش منصرف گردیده و رسول را آزاد کردند.[۱۱]
بعضی از مفسران اصحاب رس را اصحاب اخدود، و رس را اُخدود دانستهاند.[۱۲] اورده شده گروهی زیرا کعب الاحبار و مقاتل، رس را اسم چاهی در انطاکیه دانستهاند که اصحاب مؤمن آل یاسین، حبیب نجار و مؤمن آل یاسین را کشتند و در آن انداختند.[۱۳]
همینطور اصحاب رس، طایفهای از ثمود[۱۴] و اعراب بادیه از فامیل حضورا که پیامبرشان شعیب بن ذی مهرع بوده[۱۵] دانسته گردیدهاند. در برخی احادیث اصحاب رس، چادرنشین و دامپرور معرفی گردیده و از شعیب تحت عنوان رسول آن ها خاطر گردیدهاست.[۱۶]

راهنمای رزرو مسجد قبا مشهد برای مراسم ختم